مذاکره نکنیم، چه کنیم؟

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ بی تردید عبارت «اگر مذاکره نکنیم، چه کنیم؟» که از زبان یکی از مقامهای ارشد کشور مطرح شد، مطلوب نیست و میشد با عبارات بهتری وضعیت موجود توصیف شود، هرچند از این مدل صحبتها که نگرانیهایی بهوجود میآورد زیاد مطرح میشود ولی باید به نکاتی توجه داشت.
در بیانیه اخیر روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تصریح شد، مذاکرهکنندگان «افسران عرصه دیپلماسی» هستند
تقوای سیاسی لازمه فعالیتهای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و... است، باید منصفانه حرف بزنیم و همه کنشهای این دنیا آثار اخروی دارد. اکنون مانند قدیم نیست که کشوری به کشور دیگر حمله، آنجا را تصاحب کند و مستعمره بهوجود آورد. در دوران جدید جنگ ها کوتاه مدت شده و پایان جنگ را آتشبس، مذاکره و... رقم میزند و در جنگ تحمیلی اخیر نیز پس از عملیاتها، ایران پیششرط هایی برای آغاز مذاکره صلح اعلام کرده که از اخبار و رایزنیها برمیآید درحال تحقق است.
تحقق پیششرطها از راههایی همچون آتشبس، مذاکره و... بهدست میآید و این قالبی است که باید وجود داشته باشد. بالاخره باید پس از جنگ تحمیلی متجاوز محکوم شود، غرامت به طرف مورد حمله واقع شده پرداخت و متجاوز تنبیه شود، اعمال حکمرانی ایران بر تنگه هرمز شکل عینی بهخود بگیرد و مأموریتها و مواردی که رهبر معظم انقلاب اسلامی مطرح کردند، محقق شود.
اگر از منظر نگاه برخیها که معتقدند نباید بههیچ وجه از مذاکره حرف زد نگاه کنیم، حرف آن مقام ارشد صحیح است که «پس باید چهکار کنیم»؟ در بیانیه اخیر روابط عمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیز تصریح شد، مذاکرهکنندگان «افسران عرصه دیپلماسی» هستند. درواقع، دیپلماسی نیز بخشی از نبرد میدان است، زیرا باید در این حوزه نیز بخشی از مطالبات خود را نقد کنیم. حضور مردم در خیابان و فشارهای نظامی در میدان کار را بهجایی میرساند که در بعد دیپلماسی از جمهوری اسلامی حرف شنوی داشته باشد و در میز مذاکرات برگ برنده دست ایران باشد.
جنگ، صلح و مدیریت آن جزو وظایف رهبر معظم انقلاب اسلامی است و نباید و نمیتوان بر رهبر انقلاب چیزی تحمیل کرد. امام سیدمجتبی خامنهای (حفظهالله)، رهبر رشید و جوان انقلاب اسلامی نیز آن را بهخوبی مدیریت کردهاند و وحدت میدان، خیابان و دیپلماسی ثمره عینی همین مدیریت است.
آنهایی که معتقدند «مذاکره نکنیم» باید گزینه جایگزین ارائه دهند. بهعنوان نمونه، بر فرض به آمریکا حمله و آنجا را اشغال کنیم؛ آیا چنین فرضی شدنی است؟ آیا میتوان به همه کشورهای منطقه حمله و آنجا را تصرف کرد؟ آیا چنین مواردی جزو راهبردهای جمهوری اسلامی است؟
مذاکره، جزو راههای مهم نقد کردن مطالبات ما از طرف متجاوز است. حال برخیها که میگویند «مذاکره نکنیم، پس چه کنیم»؟ طبعاً بهکار بردن این عبارت از زبان یک مقام ارشد باید با مقدمه، مؤخر و توضیحات مطلوب باشد؛ اما از زاویه غیرمتعصبانه و فنی نیز میتوان به موضوع نگریست.
در عمل چه اتفاقی میافتد؟
در روزهای اخیر میانجیگری هایی انجام شد و مقامهای ارشد پاکستان و قطر وارد گود میانجیگری شدند. دو سه روزی گفتوگوهایی انجام و پیام آمریکاییها منتقل و موردی که مطرح شد، این بود «ایران اعلام کرد درخواستهای آمریکا زیاده خواهانه است».
بیایید دو زاویه را بررسی کنیم:
نخست، اینکه بگوییم «اگر مذاکره نکنیم، پس چه کنیم» و بعد در سر میز مذاکره بنشینیم و با ادعای «برد-برد» داشته هایمان را حراج کنیم مانند جریان برجام، طبیعی است نگرانی بهوجود میآید، باید جلوی آن ایستاد و انتقاد کرد.
آگاهان به فضای دولت و حاکمیت گواه فعالیتهای مناسب و مطلوب رئیسجمهور و تیم اقتصادی دولت هستند
دوم، اینکه بگوییم «اگر مذاکره نکنیم، پس چه کنیم» و در گفتوگوها اجازه ندهد به طرف متجاوز زیادهخواهی کند و حرف خود را به کرسی بنشاند و به زیاده خواهی طرف مقابل جواب منفی بدهد، مطلوب ایران از مذاکره است و به معنای باج دادن به دشمن نیست.
ایران هماکنون در دوره توقف جنگ و در حال تبادل گفتوگوها در حال فعالیتهای اقتصادی خود است و آگاهان به فضای دولت و حاکمیت گواه فعالیتهای مناسب و مطلوب رئیسجمهور و تیم اقتصادی دولت هستند. دولت حین انجام وظیفه ديپلماسی مشغول چرخاندن چرخه اقتصادی کشور است، اما جنگ با اقتصاد همخوانی ندارد. باید تلاش کرد اقتصاد مطلوب شود تا تابآوری مردم در جنگ افزایش یابد.
ما در حال جنگ در دو فضای دیپلماسی و اقتصادی هستیم و بخشی از کارها را نیز فرماندهان نظامی انجام میدهند. «مذاکره نکنیم، پس چه کنیم» به معنای فرار از مسئولیت نیست، بلکه تأکید بر شیوه حسن انجام وظیفه است.